سلام
ماجرایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به گاییدن مامانم که دو سال پیش اتفاق افتاد. یه روز بعد از تموم شدن امتحانات سال آخر دبیرستان تصمیم گرفتم برم شمال. رفتم خونه تا به مامان بگم که تصمیم دارم یه چند روزی برم شمال استراحت. در رو باز کردم و وارد خونه شدم. دیدم هیچ صدایی نمیاد. برام تعجب برانگیز بود چون همیشه اون موقع بابا خونه بود و مشغول گوش دادن به اخبار. گفتم شاید بابا هنوز نیومده. رفتم دم در راهرو. دیدم کفشای بابا هست اما چرا ماشینو ندیدم. خلاصه رفتم طبقه بالا. خواستم برم سمت اتاق خودم که دیدم سایه یه نفر افتاده رو فرش دم در اتاق بابا و مامان. رفتم جلو که دیدم در بازه. جلوتر که رفتم دیدم بله بابا جونم افتاده رو مامان و هی داره میمالونش. تو همین احوالات بودن که یهو تلفن زنگ زد. بابا یهو پرید و تلفن اتاقشونو برداشت. در ضمن اینو بگم که بابام جراح چشمه. خلاصه زنگ زدن و گفتن که عمل داره اورژانسی. لباس پوشید و رفت بیرون. منم قبلش خودمو قایم کردم. حالا مامان مونده بود تو کف کیر بابا. دیدم یکی از اسپری هاشو برداشت و میمالوند به کس قشنگش که مثل کس سفید برفی بود. مامانم 40 سالش بود اما مثل دخترای 20 ساله بود. خلاصه همینطور که مشغول دیدن حال کردن مامانم بودم جلق هم میزدم. دیدم مامان از جاش بلند شد. ترسیدم و به همین دلیل بلند شدم. اما تا بلند شدم سرم خورد به دستگیره در. یه هو مامانم برگشت و منوکه کیر کلفتم که تو دستم بود رو دید و فهمید که داشتم جلق میزدم. اومدم بلند شم که برم تو اتاق. مامانم سرم داد کشید گفت آشغال اینجا چه گهی میخوردی؟. من گفتم هیچی. گفت ای بد بخت عرضه نداری بری دختر بیاری حال کنی. اومدی نشستی حال کردن مامانتو میبینی جلق میزنی؟ اینو که گفت انگار یه پارچ آب سرد ریختن رو سرم. اومد و با همون بدن لخت دستمو گرفت و هولم داد رو تخت. گفت اینم مامانت با این بدنش خوب حالا زیارت کردی؟ پاشو برو. اینو که گفت نمیدونم چه حسی بود که نذاشت از جام بلند شم. مامانم گفت چته؟ بلند شو برو دیگه. گفتم آخه......گفت چیه نکنه میخوای با من حال کنی بی عرضه؟. میدونم که تو اهل دختر بازی نیستی. با این حرفای مامانم حس کردم دارم با زیدم حرف میزنم. خیلی با من ندار بود. گفتم یعنی اشکالی نداره با هم حال کنیم؟ گفت نه اما جلو بابات زیاد به من خیره نشو که شک میکنه. گفتم چشم مامانی. اومد و روم خوابید و با اون چشمای خمار و مست و حشریش گفت پسرم دوست داری ببینی از کجا به دنیا اومدی؟ گفتم مامان از خدامه. پاشو باز کرد و برگشت گفت بیا ببین. منم اول دیدم. بعد پریدم و شروع کردم به لیسیدن کسش. اونم برعکس شد و شروع کرد به ساک زدن. بعد از ده دقیقه گفت علی کیر میخوام. گفتم مامانی کیرم چطوریه؟ گفت مثل جوونیای باباته. گفتم پس میشه کرد تو اون کس هلویی؟ گفت این کس مامانته. مال خودته. هر کاری میخوای باهاش بکن. منم نامردی نکردم و کیرمو آروم کردم تو کس مامانم و شروع کردم به تلمبه زدن. بعد ده دقیقه آبم اومد و همشو خالی کردم تو کسش. بعدشم بلند شدیم و از هم لب گرفتیم. مامانم از تو کشوش یه قرص ضد حاملگی در آورد و سریع خورد. گفتم ای شیطون هر روز بابا رو سر حال میفرستی سر کار دیگه. یه نگاه خنده آمیز کرد و گفت از دست تو آدم فضول. به مامانم گفتم خیلی دوست دارم خواهرم سارا رو که دانشجویه و الان هم نیست رو بکنم. اونم گفت سارا پاره. یهو شاخ در آوردم. گفتم چطور؟ گفت یه روز حشری شده با خیار کسشو پاره کرده. تو دلم گفتم پس من مرده بودم؟. گفت اگه اومد راضیش میکنه که به من بده. آخه مامانم بعد از اون جریان خواهرم دیگه روش باز شده. کلی با خواهرم حال کردن. خلاصه من فهمیدم که تمام اهل خونه عاشق سکس خانوادگی هستن. یعنی فهمیدم که بابام هم خواهرمو گاییده. دیگه داشتم اسیدی حال میکردم. خوشحال بودم که دیگه کس به راهه.
ماجرایی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه به گاییدن مامانم که دو سال پیش اتفاق افتاد. یه روز بعد از تموم شدن امتحانات سال آخر دبیرستان تصمیم گرفتم برم شمال. رفتم خونه تا به مامان بگم که تصمیم دارم یه چند روزی برم شمال استراحت. در رو باز کردم و وارد خونه شدم. دیدم هیچ صدایی نمیاد. برام تعجب برانگیز بود چون همیشه اون موقع بابا خونه بود و مشغول گوش دادن به اخبار. گفتم شاید بابا هنوز نیومده. رفتم دم در راهرو. دیدم کفشای بابا هست اما چرا ماشینو ندیدم. خلاصه رفتم طبقه بالا. خواستم برم سمت اتاق خودم که دیدم سایه یه نفر افتاده رو فرش دم در اتاق بابا و مامان. رفتم جلو که دیدم در بازه. جلوتر که رفتم دیدم بله بابا جونم افتاده رو مامان و هی داره میمالونش. تو همین احوالات بودن که یهو تلفن زنگ زد. بابا یهو پرید و تلفن اتاقشونو برداشت. در ضمن اینو بگم که بابام جراح چشمه. خلاصه زنگ زدن و گفتن که عمل داره اورژانسی. لباس پوشید و رفت بیرون. منم قبلش خودمو قایم کردم. حالا مامان مونده بود تو کف کیر بابا. دیدم یکی از اسپری هاشو برداشت و میمالوند به کس قشنگش که مثل کس سفید برفی بود. مامانم 40 سالش بود اما مثل دخترای 20 ساله بود. خلاصه همینطور که مشغول دیدن حال کردن مامانم بودم جلق هم میزدم. دیدم مامان از جاش بلند شد. ترسیدم و به همین دلیل بلند شدم. اما تا بلند شدم سرم خورد به دستگیره در. یه هو مامانم برگشت و منوکه کیر کلفتم که تو دستم بود رو دید و فهمید که داشتم جلق میزدم. اومدم بلند شم که برم تو اتاق. مامانم سرم داد کشید گفت آشغال اینجا چه گهی میخوردی؟. من گفتم هیچی. گفت ای بد بخت عرضه نداری بری دختر بیاری حال کنی. اومدی نشستی حال کردن مامانتو میبینی جلق میزنی؟ اینو که گفت انگار یه پارچ آب سرد ریختن رو سرم. اومد و با همون بدن لخت دستمو گرفت و هولم داد رو تخت. گفت اینم مامانت با این بدنش خوب حالا زیارت کردی؟ پاشو برو. اینو که گفت نمیدونم چه حسی بود که نذاشت از جام بلند شم. مامانم گفت چته؟ بلند شو برو دیگه. گفتم آخه......گفت چیه نکنه میخوای با من حال کنی بی عرضه؟. میدونم که تو اهل دختر بازی نیستی. با این حرفای مامانم حس کردم دارم با زیدم حرف میزنم. خیلی با من ندار بود. گفتم یعنی اشکالی نداره با هم حال کنیم؟ گفت نه اما جلو بابات زیاد به من خیره نشو که شک میکنه. گفتم چشم مامانی. اومد و روم خوابید و با اون چشمای خمار و مست و حشریش گفت پسرم دوست داری ببینی از کجا به دنیا اومدی؟ گفتم مامان از خدامه. پاشو باز کرد و برگشت گفت بیا ببین. منم اول دیدم. بعد پریدم و شروع کردم به لیسیدن کسش. اونم برعکس شد و شروع کرد به ساک زدن. بعد از ده دقیقه گفت علی کیر میخوام. گفتم مامانی کیرم چطوریه؟ گفت مثل جوونیای باباته. گفتم پس میشه کرد تو اون کس هلویی؟ گفت این کس مامانته. مال خودته. هر کاری میخوای باهاش بکن. منم نامردی نکردم و کیرمو آروم کردم تو کس مامانم و شروع کردم به تلمبه زدن. بعد ده دقیقه آبم اومد و همشو خالی کردم تو کسش. بعدشم بلند شدیم و از هم لب گرفتیم. مامانم از تو کشوش یه قرص ضد حاملگی در آورد و سریع خورد. گفتم ای شیطون هر روز بابا رو سر حال میفرستی سر کار دیگه. یه نگاه خنده آمیز کرد و گفت از دست تو آدم فضول. به مامانم گفتم خیلی دوست دارم خواهرم سارا رو که دانشجویه و الان هم نیست رو بکنم. اونم گفت سارا پاره. یهو شاخ در آوردم. گفتم چطور؟ گفت یه روز حشری شده با خیار کسشو پاره کرده. تو دلم گفتم پس من مرده بودم؟. گفت اگه اومد راضیش میکنه که به من بده. آخه مامانم بعد از اون جریان خواهرم دیگه روش باز شده. کلی با خواهرم حال کردن. خلاصه من فهمیدم که تمام اهل خونه عاشق سکس خانوادگی هستن. یعنی فهمیدم که بابام هم خواهرمو گاییده. دیگه داشتم اسیدی حال میکردم. خوشحال بودم که دیگه کس به راهه.
مرده شور خونوادتو ببره
پاسخحذفخاک تو سرت کنم با اون مامان بیچارت :D
پاسخحذفکیرم توکس مامانت وخواهرت با کون خودت کسکش عوضی
پاسخحذفاگه مامانت خوبه شماره بده ماهم بزنیم
پاسخحذفتو کف خودتیم مادر کونی
پاسخحذفکیر تو اول و آخرت . کیر خر مش حسن تو کس ننت.کیرم تو غیرتتون کس کشای جاکش.
پاسخحذفخودت کجای یه دیزی بخوریم
پاسخحذفخیلی خری الاغ
پاسخحذفبه آخرکارت فکرکن
پاسخحذفخیلی بی غیرتی توکسکش عوضی خواهرت روبیارمن بگایم
پاسخحذفخاک توسر احمقتون
پاسخحذفخدا از سر تقصیراتتون بگذره
مامانت کونیه یاجنده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخحذفلاشششی!!!!!
پاسخحذفبابا به اونجا که تو هستی نمیگن خونه اونجا جنده خونس اونم بابات نیست کس کشتونه خودتم که نگفته پیداست تم حروم کونی هستی
پاسخحذفجراح چشم و دانشجو هم همون کس ننته کونی عقده ای
پاسخحذفبابا اينا همه دوروغه
پاسخحذفمن اوایل با علاقه داستان های سکسی را می خوندم اما بعد از چند وفت متوجه شباهت های زیادی در بین همه اونها شدم که اکثرا دروغ بودنشان را نشان می داد. به عنوان مثال همین آقا پسر دبیرستانی که طبق گفته خودش اصلا سکس نداشته مانند افراد حرفه ای عمل کرده و با اینکه قبلش داشته جق می زده، مادرش براش ساک زده و بدون هیچ ماده تاخیری حدود 10 دقیقه هم تلنبه زدهخ. خودتان قضاوت کنید مگه میشه یک نوجوان اینجوری باشه؟!!بیشتر این داستان ها هدفدار و برای تاثیر بر نوجوانان برای تمایل به سکس خانوادگی دارند.
پاسخحذفمن واقعا برای همچین خانواده هایی متااااااااااااافم...
پاسخحذفالبته مقصر جامعه است...
کل این داستسنهایی که میشنویم همشون کس شعره و دررووووووووووووووووووووووووووغه
پاسخحذفکوس کش بی غیرت آدرس بده تا ما هم حال اون مادر جنده را ببریم
پاسخحذفهمه اینها دروغ است خر نشید دست به کار اشتباهی بزنید
مگر دختر وزن تو شهر وبازار کم هست.
مرتیکه بی غیرت...اه توف لعنت به اون شیری که خوردی....
تخم سگ کس ننه ای که این هارو مینویسه از گوه صدام هم کمتره
پاسخحذفمادر جنده های کافر اینها چییه مینویسید
پاسخحذفکیر خر تویه کس ننت تا سیر کیر بشه
پاسخحذفقابل توجه اوناییکه میان تو اینجورسایتها اولا اگه اینقد مسلمون وغیرتی هستی چرا بااینهمه زحمت وبااستفاده از فیلترشکن میای تو این سایتها اول میایی میخونی لذت میبری جلقتو میزنی بعد فش میدی واقعا از همه بدتری پوفیوزتری اگه میدونی روحیه خرت نمیخونه نیا بدبخت عقده ای
پاسخحذفخاک تو سرتون
پاسخحذفمن دنبال همچین کسکش میگردم
پاسخحذفدر بالای سایت نوشته این داستان ها واقعی نیست خواب مرتیکه گوه میخوری این ها رو می نویسی خدا کنه یکی بدتر از خودت ناموستو بکنه فیلمش را بگیره عکس لختش هم بگیره تا درس عبرتی باشه برای تو وامسال تو دست رودست زیاده
پاسخحذففقط برای گوشزد اون کسی که این داستان رو نوشته
پاسخحذفهمه ی ما میدونیم اطلاعات ایران بسیار قویه واگر روزی اعضای این وبلاگ لوبرن دیگه باید از زندگی خداحافظی کنند
اون کس ننه ای که از این ها دفاع میکنه و خوشش میاد بلاخره با من ترتیب ننشو میدم یا اصلا خودش
پاسخحذفچي دارم بگم ولي كست او نت مادر قوه
پاسخحذفکیر نو ننت و خواهر جندت. کونی.نکنه باباتم کونیو خبرنداری اگه هست بگو بیایم خونوادگی جرتون بدیم.
پاسخحذفبا تشکر از کس ننت..........A27
این داستانها همش درووووووووغه دروغ ...من موضوع پایان نامه ام معضلات اینترنت هست وگرنه کاری به این چیزا ندارم که اومدم...آقای بی غیرت و بی ناموس...غیرتت از یک خوک هم کمتره که توی اوهام و خیالات خودت مامانتو خوارتو میگایی بعدش میایی اون چیزی رو که خواب دیدی مینویسی...خاک تو سر احمق نفهمت...بی ناموس پست ...خطاب به اون آقایی هم که طرفداری کرده گفته میاین میخونن جلق میزنن بگم ما مثل شما اینقدر سست نیستیم که با خوندن تا کس شعر الکی خودمونو بمالیم...خرفهم شد؟
پاسخحذفایول پایان نامه همه شما ایرانیها عقده ای بدبخت هستید غریزه جنسی خدا داده و نسل بشر اینگونه تولید شده حالا به هر نحوی همتون اینکارا رو انجام دادید اینجا که میرسه آیت ا... گه خور خامنه ای ولدزنا میشید خاک بر سر شما که فکر میکنید آدم خوبه هستید
پاسخحذفکس کش یک بهتر بنویس تا حال کنیم..من که باهاش کلی جلق زدم. :)
پاسخحذفکیر میوبه خامهنه ای مونده بود بره تو کس ننت فقط آخه کس منگ کسی با ننش این کارو مینده؟
پاسخحذفخوشبخت اگرخاربکارت لاله وریحانه دراید/بدبخت اگرمسجدازأینه سازیاسقف فزوریزدیاقبله کج آید.اگرپشت راست یادورغ استید اعلان کنید /مدیر سایت
پاسخحذفمن اسم سایتتان را از حرفهایی که میان جوانای 17 -18 ساله ردو بدل میشد شنیدم
پاسخحذفمتاسفم که داستانهاتون چه راست و دروغ چنین منظره زشتی از رابطه جنسی ارائه میده در صورتی که یه امر ذاتیه و از جانب خدا که در وجودهر زن ومردی نهاده شده. داستان تکان دهنده ای بود که چه راست و چه دروغ منظره زشتی از خوی حیوانی انسانهایی که هیچ حرمتی برای کلمه مادر -پدر - خانواده قائل نیستند را ارائه میداد
((مادرم پدرم با حفظ حریم خصوصی و خلوت خودت و همسرت با بچه هات میتونی جلوی این دست اتفاقات رو بگیری
اگه اینطوری باشد پس چه فرقی میان انسان وحیوانه
جامعه امروز به اندازه کافی کثیف هست پس حریم امن خانواده رو به گند نکشید
حالا میفهمم که چرا سایتهای از این قبیل فیلتر میشن و ممنونم از اینکه هنوز افرادی هستن که به فکر ایران و ایرانی هستند
به خدا که تو جوامع خارجی هم برای خانواده حرمت قائلند
چيكارداريدبيچاره رو حالا بگو عزيزم ميشه منم مثل داداشت حساب كني تابتونم ازكس وكون ننه وابجيت استفاده كنم
پاسخحذفبه نظر من این داستانها همه دست نوشته اسراییل است تا جوانان ایران رو به انحراف بکشند
پاسخحذفخاک تو اون سر بی غیرتت کنم بد بخت جقی برو همون جقتو برن خاک تو سرت باشه
پاسخحذفمادر جنداتو گايدم خاهرت به منم ميده خوب ميكونم
پاسخحذفمیشه ماروهم جزو خانوادت کنی.
پاسخحذفواقعا چرا ایرانی جماعت اینجوریه 1 نفر اولش فحش داد بقیه پشتش رو گرفتن من نمی خوام از شما بگم با خودم شروع میکنم . به خدا قسم که تا اینجا سایت هم که اومدم هنوز داستان رو نخونم اما خواهش میکنم ایرانی عزیز نخون که بخواهی بعدا فحش بدی . این داستان ها هم از سوی شیطان پرستان با هدف سست کردن ایرانی ها نوشته میشه من خواهش میکنم که اگر به تفریح سالم سایبری نیاز دارید به سخنان استاد علی اکبر راءفی پور گوش کنید خیلی زیبا حرف میزنه فقط کافی حرف هاشو گوش کنید که بفهمید چه کسی این داستان هارو می نویسه . ممنون !
پاسخحذفبه نظر من پاک ترین و مطهر ترین کلمات مادر مادر مادر و پدر پدر و باز هم پدر هست.همه دوستانی که این نوشته رو میخونن فقط 5ثانیه به محبت ها و سختی ها و استرس های مادر و پدرتون فکر کنید تا ببینید چقدر سخته یه بچه رو بزرگ کردن. اگر راه میری حرف میزنی و برا خودت کسی شدی بدون بی زحمت نبوده.به هم فحش ندین.وقتی دشمن (هرکسی که بد آدمو بخواد) بیاد. ماییم که باید با هم باشیمو جلوشو بگیریم.
پاسخحذفمرد که خر اون چه کیر ی بود که تویی کس مامانت کردی باید اون قطع و خودت در خیابون قطار بخوابی تا قطار ترا هم بکشد که تو لایق کشتن هستی
پاسخحذفمن طرفدارش نيستم،ولي ميگم :اخه چرا فش ميدين؟
پاسخحذفمن بجاي اينكه مادرشو بكنم!!!! همه ي شمارو ميكنم ميديني چرا؟؟؟؟ اخه مادرش مثل داستانش واقعي نيست!!! ولي شما همتون واقعي هستين!!!! همتونو ميكنم
پاسخحذفکس خواهرت چرا وقتو الکی تلف میکنی این کس شعرا تحویل ملت میدی کونت میخاره کونی!!
پاسخحذفمن این داستانو نخوندم ولی خیلی بی غیرتی ک تو رویاهات مادرتو گاییدی بعد داستانشم اینجا گذاشتی
پاسخحذفتو روت میشه ب خودت بگی آدم
روت میشه ب خودت بگی ایرانی با غیرت
خاک تو سر بی غیرتت
از طرف من کون وکس مامان و خواهرت رو ببوس ماکه نمی تونیم با مامانمون سکسی داشته باشیم
پاسخحذفمنم مثل همه واقعا شاکی شدم. ولی هیچ کدوممون جای اون نبودیم. پس قضاوت نمی کنم.
پاسخحذف