شنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۸ ه‍.ش.

داستان _( مامان و دانیال )

کس دادن مامانم به دانیال
سلام دوستان.این ماجرا برمیگرده به 3 سال پیش. اون موقع من 17 ساله بودم. دوستی داشتم به نام دانیال که هم سن خودم بود. بعضی موقع ها واسه درس خوندن میرفتیم خونه هم دیگه.
خلاصه خیلی با هم شیش بودیم.خونواده دانیال منو کاملا میشناختن.خونواده ما هم دانیالو. جوری که منو دانیال وقتی میرفتیم خونه هر کدوم مون مامانای ما دیگه چادر سرشون نمیکردن.و
ما خیلی راحت بودیم مثل دو تا داداش.اینم بگم که بابای من 6 ساله که فوت شده. یک روز که قرار بود من با معلم ورزشمون واسه مسابقات بریم شهرستان " رفتم به دانیال گفتم من امشب
نیستمو اگه زحمتی نیست لطفا برو کتابتو که بهم قرض داده بودی خودت از مادرم بگیرمنم به مامانم سفارش که دانیال می آد و کتاباشو بهش بده. ساعت 6 بعد از ظهر بود که رفتیم ترمینال
همین که میخاستیم راه بیفتیم معلم ورزشمون اومد گفت مسابقه افتاده واسه هفته بعد. با اعصاب کیری رفتم خونه. کسی خونه نبود. رفتم اتاق بالایی و گرفتم خوابیدم. با صدای زنگ در
خونمون از خواب بیدار شدم. صدای دانیال بود که به مامانم سلام کرد و گفت اومده دنباله کتابش. مامانمم گفت بفرمایین تو تا براتون بیارم. مامانم رفت تو اتاقم و چند لحظه بعد برگشت. گفت
آقا دانیال من که پیدا نمیکنم خودت بیا ببین میتونی پیدا کنیشون . تعجب کردم آخه من کتابارو دقیق گذاشته بودم رو میزم و خیلی کنجکاو شدم ببینم هدف مامانم از این کار چی بود. اینم بگم
که مامانم نفهمیده بود که من اومدم خونه.من از این بالا همه جا رو میدیدم. دانیال رفت تو اتاقم و همه جا رو گشت. گفت فاطی خانوم اینجا که نیست. امیر بهتون نگفت کجا میذاره ؟ اونم گفت
نه والا. میخای یکم دیگه بگرد. فهمیدم قضیه چیه. مامانم رفت تو آشپز خونه و یک لیوان شربت واسه دانیال آورد. اونم تشکر کرد و خورد. مامانم گفت نوش جونت پسرم بخور.رفتار مامانم عوض شده بود. خیلی با دانیال مهربون شده بود. حتی لباساشم دیدم رفت عوض کرد و یک لباس چسب و یک دامن کوتاه پوشید. واقعا تعجب کردم. دانیال تا مامانمو تو اون لباسا دید جا خورد.
روشو کرد اونور. مامانم گفت آقا دانیال شما هم مثل پسرم میمونی. هوا گرم بود منم لباسامو در آوردم. ببخشید. اونم گفت خواهش میکنم. اگه کار ندارین من برم. باشه وقتی امیر اومد میام
کتاب ها رو ازش میگیرم.مامانم گفت باشه اما الان ساعت 9:30 شبه. میخای امشبو اینجا بمون فردا برو. (آخه خونیه دانیالشون تا خونه ما با ماشین 1 ساعت راه بود چه برسه به پیاده).
اونم گفت آخه خونوادم نمیدونن من اینجام. مامانم گفت خوب بهشون زنگ بزن بگو من شب اینجام. اونم قبول کرد. مامنم گفت آقا دانیال داره شام آماده میشه شما میخوای واسه این که
حوصلت سر نره ماهواره رو روشن کن.اونم رفت سراغ ماهواره. مامانم بهش گفت پسرم راحت باش. اینجا خونه خودته فکر کنم دانیال هم یک چیزایی فهمیده بود. گفت چشم خانم. مامانم صداش کرد وگفت شام
آمادس بیا آشپزخونه. شروع کردن به شام خوردن. مامانم پاشد پارچ آبو از بالای کابینت بر داره آما قدش نمیرسید. گفت آقا دانیال میشه کمکم کنید این پارچو بیارین پایین . اونم اومد بر داره مامانم سر جاش ایستاده بود دانیال مجبور بود که خودشو فشار بده جلو که دستش برسه. دیدیم مامانم کونشو کرد طرف کیر دانیال و کونش خورد به جلوی دانیال . اونم سریع پارچو برداشتو گذاشت
رو میز و گفت شرمنده خانم . مامنم سریع گفت این چه حرفیه. اشکالی نداره عزیزم. شامو که خوردند دانیال رفت پای ماهواره و مامانم چند دقیقه بعد اومد کنار دانیال نشست و گفت آقا
دانیال میشه کار کردن با ماهواره رو بهم یاد بدی. اونم گفت باشه فاطی خانم. یک خورده بهش توضیح داد و مامانم رفت جلوی دستگاه رسیور کونشو خم کرد طرف دانیالو گفت کار این کلید
ها چیه؟ باورتون نمیشه. مامانم زیر دامنش هیچی نپوشیده بود. کسو کونش راحت دیده میشد. چشای دانیال 12 تا شده بود. با دیدن کسو کون مامانم راست کرد.مامانم به حالت سگی در اومده
بود و دانیالم خودشو خم کرد طرف کونشو با دست داشت کلیدا رو واسش توضیح می داد. خودشو یکم نزدیک تر کرد به کون مامانم و یواش خودشو چسبوند به کون مامانمو همین جوری
داشت مثلا توضیح میداد. مامانمم فهمید که دانیال راست کرده واسه همین یک خورده کونشو بیشتر دادعقب.دیدم دانیال دستشو گذاشت رو کون مامانم و شروع کرد به مالیدن. یک ده دقیقه ای همین جوری گذشت .مامانم پا شد و گفت پسرم اگه شلواره راحت میخای برات بیارم.اونم گفت آره مرسی.مامانم یکی از شلوارایه منو بهش داد. دانیال می خواست شلوارشو دربیاره که زیپش باز
نمیشد. مامانم گفت میخای کمکت کنم. اونم گفت ممنمون بیزحمت.مامانم رفت سراغ زیپ شلواره دانیال یواش یواش داشت سعی میکرد زیپشو بکشه پایین. همین جوری که سعی میکرد دستشم عمدا میمالید به کیر دانیال. کیر اونم راست شده بود و از بیرون کاملا ضایع بود که شق کرده.خلاصه مامانم زیپشو کشید پایین. همین که زیپشو کشید پایین کیر دانیال افتاد بیرون.اما مامانم به رو
روش نیاورد. دانیال گفت معذرت میخام فاطی خانم.دست خودم نبود(منظورش کیرش بود که راست شده بود) مامانم گفت اشکالی نداره پسرم تو سن شماها این چیزا عادیه.ولی خوب شماهم
ماشاالله . حرفشو قطع کرد. دانیال گفت نمیدونم چرا چند روزه سرآلتم درد میکنه. شما نمیدونید جرا ؟ مامانم گفت خوب باید ببینمش. و سریع کیر راست شده دانیال رو از تو شرتش کشید بیرون و گرفت تو دستش.کیر دوستم بد نبود از کیر من بزرگتر بود. مامانم گفت خوب کجای کیرت درد میکنه. با شنیدن اسم کیر که از دهن مامانم اومد بیرون کیرمنم اینور راست شد. دانیال هم گفت
تقریبا همش. مامانم شروع کرد به مالیدن کیر دانیال. بعد گفت اگه میخای خوب بشه باید بیشتر بمالمش.دانیال گفت میشه یکم بذاریش تو دهنت .فکر کنم این جوری بهتر بشه.مامانم گفت
باشه. و کیر دانیال رو کرد تو دهنش اما ساک نمیزد. دانیال خودش شروع کرد به عقب جلو کردن کیرش تو دهن مامانم.مامانمم شروع کرد به لیسیدن کیر دوستم. با زبونش کلاهک کیر دانیال رو میلیسد بعد یک لیس به تمام کیرش میکشد و بعد شروع کرد به خوردن خایه هاش. هی میخورد.دانیال هم آه میکشید. مامانم گفت خوب حالا اگه میخای کیرت خوبه خوب شه باید بکنیش این
تو. دانیال هم رفت سراغ کس مامانم و شروع کرد به لیسیدن کس مامانم. به زبونش سوراخ کون مامانمو میلیسید. عجب کسی داشت. سفید وبدون مو. مامانم کیر دانیال رو گرفت دستشو گفت
حالا منو سفت بگای پسرم. اونم گفت چشم . کیرشو کرد تو کس مامانم و شروع کرد به تلمبه زدن.باورم نمیشد یک پسر17ساله مامانه 40 ساله منو بکنه. از کس مامانم آب می اومد.دانیال
داشت مثل خر حال میکرد. مامانم آه میکشیدو میگفت جووون فدای کیرت بشم. کیرتو بخورم.بکن بکن. مال خودته .آه بگای منو.جووووون. کسمو سفت بگا. آه ه ه ه. منم با شنیدن این
حرفا داشت آبم می اومد.دیدم مامانم گفت کیر کلفتتو در بیآرو بذار تو کونم. اونم سریع کیرشو کشید بیرونو با یک فشار کرد تو کون مامانم. تعجب کردم.چرا کون مامانم این قدر گشاده. فهمیدم که حتما به کسی دیگه هم کون داده. دانیال هم به شدت تلمبه میکرد.مامانمم هی قربون صدقه کیرش میرفت.میگفت کیرت خیلی قشنگه. خایه هاتو بلیسمو از این جور حرفا. دانیال گفت فاطی
خانم داره آبم میآد .کجا بریزم.مامانم گفت همشو بریز تو کونم. اونم چندتا تلمبه زدو کیرشونگه داشت تو کون مامانم که دیدم یک آه بلند کشیدو آبشو خالی کرد تو کون مامانم. بعد دو تایی پاشدن رفتن حموم.منم از فرصت استفاده کردمو زود از خونه زدم بیرون. فردا صبح زود رفتم خونه. دیدم دانیال نیست.مامانمم خواب بود. منم رفتم خوابیدم.
(این داستان ادامه دارد) نظر یادتون نره

۲۷ نظر:

  1. سلام
    شماره ی مامانتو میدی

    پاسخحذف
  2. كس ننه جندت خواركسه حروم زاده

    پاسخحذف
  3. من اگه بدونم کدوم مادر جنده ای این هارو نوشته کس ننشو جر میدم که داره جوون های مارو منحرف می کنه

    پاسخحذف
  4. داستان قشنگ و تحریک کننده ای بود
    ادم مردی هستی نه حا مامانتو گرفتی نه حال دوستتو اوناهم کار غیر شرعی نکردن

    پاسخحذف
  5. kheyli nadoon hasti age fekr koni ein dastan ha roo gheyrate javoon irani tasir mizare ooon daste az tarafdaratoon ham ke hastan pish ma bagheyrata hichan

    پاسخحذف
  6. من هم بی غیرتم ولی در مورد زنم

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. سلام عزیزم من یه پسر 23 ساله هستم. می تونم با زنت سکس داشته باشم؟

      حذف
  7. khak tu saret bi gheirate harum zade albate daste khodet nist mamanet jendast

    پاسخحذف
  8. مرسی کاش یکی هم مامان منو میکرد بعدشم خود منو

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. man ham mamaneto mikonam ham khahareto ham khodeto

      حذف
  9. ajab mamanaye jendeye peda mishana rasty maman shomare nadare ma ham bokonimesh to ham nemikhad bery varzesh

    پاسخحذف
  10. شیراز کسی اومد زنگ بزنه من میکنمش جا دارم 09380758903

    پاسخحذف
  11. همتون خسته نباشید

    پاسخحذف
  12. کس ننه جندت بی پدر مادر بچه کونی بی غیرت با اون دوست کس کشت.شماها هستید که همه رو بی غیرت می کنید.نمی خواستم دیگه فهش بدم ولی از دست یه مشت کون نشور اعصابم بهم می ریزه

    پاسخحذف
  13. افرین پسر خوب ادرس خونتو بگو تا مامانتو ابیاری کنم ثواب داره تو ادم با کمالاتی هستی

    پاسخحذف
  14. سلام داستان باحالی بود ولی من نفهمیدم شما چجوری اومدی تو خونه و زدی بیرون؟

    پاسخحذف
  15. کیرم توکس ننه اونایی که تا آخرشو میخونن و بعدش میگن کس ننت.خب کس ننه نخون توکه میخای فحش بدی
    من حتی مادرخودمو هم گاییدم این که چیزی نیست

    پاسخحذف
  16. میشه به مامانت بگی یه حالی هم به ما بده من که به عشقش یه جق حسابی زدم دمت گرم عجب داستانی بود

    پاسخحذف
  17. man shanida bodam ka irani ha ba mather wa khaharishon kheli ehtram daran ama ghayrat to koja shod ,,,,mamant en qadar tashnay ker boda agar khasti ,,,shomary mano ba mamanat bada to sorakh konsho bezaram to qaf dastash..+93774834001

    پاسخحذف
  18. اگر راست باشه به این میگن دوست . مادر جنده دوستت بهت خیانت کرده حرامزاده بی غیرت

    پاسخحذف
  19. قربون مامانت برم میخوای منم بکنمش

    پاسخحذف
  20. کیرم خیلی بزرگه شماره مامانتو بده

    پاسخحذف
  21. shomareye mamaneto bede ma ham feyz bebarim.

    پاسخحذف
  22. کیرم تو توغیرتت.به توهم میگن مرد؟ بی ناموس مادرتو جلو چشات گاییدن. منم پسر خوشگلو خوش تیپیم دوسداری بده منم مامانتو بکنم

    پاسخحذف